100 لغت پرکاربرد زبان انگلیسی برای آزمون تولیمو

در این مطلب به بررسی 100 لغت پرکاربرد زبان انگلیسی برای آزمون تولیمو خواهیم پرداخت که کمک شایانی به داوطلبان این آزمون می‌کند.

۰۵ تیر ۱۴۰۵•آموزش زبان

راهنمای جامع یادگیری ۱۰۰ لغت مهم و کاربردی آزمون تولیمو (TOLIMO)

برنامه تخصصی و سریع برای تسلط بر کلیدی‌ترین واژگان آزمون به همراه جدول جامع

مقدمه

آزمون تولیمو (TOLIMO) یکی از معتبرترین آزمون‌های ارزیابی سطح زبان انگلیسی در ایران است که برای ورود به مقاطع تحصیلات تکمیلی اهمیت بالایی دارد. شاید یادگیری هزاران لغت برای زمان محدود شما چالش‌برانگیز باشد؛ به همین دلیل، تسلط بر ۱۰۰ لغت مهم و کاربردی آزمون تولیمو که بیشترین میزان تکرار را در ادوار گذشته داشته‌اند، می‌تواند استراتژی بسیار هوشمندانه‌تری باشد. در این مقاله، به بررسی این هسته مرکزی واژگان پرداخته‌ایم و تمامی این ۱۰۰ لغت را در یک جدول جامع و منسجم برای بهبود سریع عملکرد شما ارائه کرده‌ایم.

چرا تسلط بر این ۱۰۰ لغت طلایی ضروری است؟

این ۱۰۰ لغت، استخوان‌بندی اصلی سوالات و متون آکادمیک آزمون تولیمو را تشکیل می‌دهند. یادگیری این کلمات گلچین‌شده مزایای زیر را به همراه دارد:

  • بازدهی بالا در زمان کم: به جای اتلاف وقت روی کلمات کم‌کاربرد، مستقیماً روی واژگانی تمرکز می‌کنید که قطعا در آزمون با آن‌ها مواجه خواهید شد.
  • تحلیل سریع متون: درک مطلبِ مقالات علمی را با سرعت و دقت بسیار بیشتری انجام می‌دهید.
  • پاسخگویی دقیق به تست‌های گرامر: با شناخت دقیق معنی و نقش این کلمات کلیدی، در بخش ساختار (Structure) خطای کمتری خواهید داشت.

تکنیک‌های طلایی برای حفظ کلمات

برای اینکه این ۱۰۰ لغت طلایی به صورت دائمی در حافظه شما ثبت شوند، از روش‌های زیر استفاده کنید:

  1. مرور فاصله‌دار با فلش‌کارت: روزانه تنها ۱۰ لغت را وارد جعبه لایتنر کنید تا در کمتر از دو هفته به کل لیست مسلط شوید.
  2. مطالعه کلمات در قالب جمله: لغات را هرگز به صورت تکی حفظ نکنید؛ کاربرد آن‌ها را حتماً در جملات بررسی کنید.

جدول جامع ۱۰۰ لغت مهم آزمون تولیمو

در جدول زیر، ۱۰۰ واژه پرتکرار و طلایی آزمون تولیمو به همراه نقش دستوری، معنی دقیق فارسی و یک مثال کاربردی گردآوری شده است:

ردیف واژه انگلیسی نقش دستوری معنی فارسی مثال و کاربرد در جمله
۱CrucialAdjبسیار مهم، حیاتیVocabulary is crucial for the test.
(واژگان برای آزمون بسیار حیاتی است.)
۲InterpretVerbتفسیر کردن، معنی کردنWe must interpret the results.
(ما باید نتایج را تفسیر کنیم.)
۳SubstantialAdjقابل توجه، اساسیA substantial amount of data.
(مقدار قابل توجهی از داده‌ها.)
۴FluctuateVerbنوسان داشتن، تغییر کردنPrices fluctuate daily.
(قیمت‌ها روزانه نوسان دارند.)
۵AdequateAdjکافی، مناسبAdequate preparation is needed.
(آمادگی کافی مورد نیاز است.)
۶PhenomenonNounپدیدهA rare natural phenomenon.
(یک پدیده طبیعی نادر.)
۷ValidAdjمعتبر، موثقA valid scientific theory.
(یک نظریه علمی معتبر.)
۸ConductVerbانجام دادن (تحقیق یا آزمایش)To conduct an experiment.
(انجام دادن یک آزمایش.)
۹EvolveVerbتکامل یافتن، توسعه یافتنSpecies evolve over time.
(گونه‌ها در طول زمان تکامل می‌یابند.)
۱۰ImplicateVerbدلالت داشتن بر، درگیر کردنThe results implicate a new virus.
(نتایج بر ویروس جدیدی دلالت دارند.)
۱۱ImplyVerbاشاره کردن، به طور ضمنی گفتنThe author implies that...
(نویسنده به طور ضمنی می‌گوید که...)
۱۲DeduceVerbاستنتاج کردن، پی بردنWe can deduce from the text.
(ما می‌توانیم از متن استنتاج کنیم.)
۱۳ContradictionNounتناقض، تضادA clear contradiction in terms.
(یک تناقض آشکار در اصطلاحات.)
۱۴ExaggerateVerbاغراق کردن، مبالغه کردنDo not exaggerate the problem.
(در مورد مشکل اغراق نکنید.)
۱۵ObscureAdjمبهم، نامشخصThe meaning remains obscure.
(معنی همچنان مبهم باقی مانده است.)
۱۶AccumulateVerbجمع‌آوری کردن، انباشتنDust tends to accumulate here.
(گرد و غبار معمولاً اینجا جمع می‌شود.)
۱۷AmbiguousAdjمبهم، دوپهلوHis reply was ambiguous.
(پاسخ او مبهم بود.)
۱۸AnalyzeVerbتحلیل کردنWe need to analyze the data.
(ما باید داده‌ها را تحلیل کنیم.)
۱۹AnticipateVerbپیش‌بینی کردن، انتظار داشتنWe anticipate a high turnout.
(ما انتظار مشارکت بالایی داریم.)
۲۰ApparentAdjآشکار، ظاهریIt became apparent that...
(آشکار شد که...)
۲۱AssessVerbارزیابی کردنTo assess the impact of the policy.
(برای ارزیابی تاثیر سیاست.)
۲۲AttributeVerb/Nounنسبت دادن، ویژگیHe attributed his success to hard work.
(او موفقیتش را به کار سخت نسبت داد.)
۲۳BiasNounتعصب، سوگیریA clear bias in the media.
(یک سوگیری آشکار در رسانه.)
۲۴CapacityNounظرفیت، گنجایشThe stadium has a seating capacity of 50,000.
(ورزشگاه ظرفیت ۵۰ هزار نفر را دارد.)
۲۵CeaseVerbمتوقف کردن، پایان دادنThey voted to cease fighting.
(آنها برای توقف جنگ رای دادند.)
۲۶ClarifyVerbروشن کردن، توضیح دادنPlease clarify your statement.
(لطفاً اظهارات خود را روشن کنید.)
۲۷CoherentAdjمنسجم، مرتبطA coherent argument.
(یک استدلال منسجم.)
۲۸CoincideVerbهمزمان بودن، مصادف شدنMy views coincide with yours.
(نظرات من با شما همزمان و موافق است.)
۲۹CollapseVerbفرو ریختن، سقوط کردنThe roof collapsed under the snow.
(سقف زیر برف فرو ریخت.)
۳۰CommenceVerbآغاز کردن، شروع کردنThe meeting will commence at noon.
(جلسه ظهر آغاز می‌شود.)
۳۱CompileVerbگردآوری کردن، تدوین کردنTo compile a dictionary.
(تدوین یک فرهنگ لغت.)
۳۲ComplexAdjپیچیدهA complex biological process.
(یک فرآیند بیولوژیکی پیچیده.)
۳۳ComprehensiveAdjجامع، کاملA comprehensive review.
(یک بررسی جامع.)
۳۴ConceiveVerbتصور کردن، فهمیدنI cannot conceive of a reason.
(من نمی‌توانم دلیلی را تصور کنم.)
۳۵ConcurrentAdjهمزمانConcurrent events.
(رویدادهای همزمان.)
۳۶ConfineVerbمحدود کردن، محبوس کردنPlease confine your remarks to the topic.
(لطفاً اظهارات خود را به موضوع محدود کنید.)
۳۷ConfirmVerbتایید کردنTo confirm a theory.
(تایید کردن یک نظریه.)
۳۸ConflictNoun/Verbتضاد، درگیریA conflict of interest.
(تضاد منافع.)
۳۹ConformVerbمطابقت داشتن، پیروی کردنYou must conform to the rules.
(شما باید از قوانین پیروی کنید.)
۴۰ConsentNounرضایت، موافقتHe gave his consent.
(او رضایت خود را اعلام کرد.)
۴۱ConsequentAdjدر نتیجه، پیامدThe consequent loss of jobs.
(از دست دادن مشاغل در نتیجه آن.)
۴۲ConstituteVerbتشکیل دادن، تاسیس کردنWomen constitute 50% of the staff.
(زنان ۵۰ درصد کارمندان را تشکیل می‌دهند.)
۴۳ContemplateVerbتامل کردن، در نظر گرفتنTo contemplate the future.
(تامل در مورد آینده.)
۴۴ContextNounزمینه، بافتTaken out of context.
(خارج از متن و زمینه در نظر گرفته شده.)
۴۵ConveneVerbدور هم جمع شدن، تشکیل جلسه دادنThe committee will convene tomorrow.
(کمیته فردا تشکیل جلسه می‌دهد.)
۴۶CoreNounهسته، مرکزThe core of the problem.
(هسته اصلی مشکل.)
۴۷CredibleAdjمعتبر، قابل باورA credible witness.
(یک شاهد معتبر.)
۴۸CriterionNounمعیار، ضابطهThe main criterion for selection.
(معیار اصلی برای انتخاب.)
۴۹DeficientAdjدارای کمبود، ناقصA diet deficient in vitamins.
(رژیم غذایی فاقد ویتامین کافی.)
۵۰DemonstrateVerbنشان دادن، اثبات کردنThe study demonstrates that...
(این مطالعه نشان می‌دهد که...)
۵۱DenoteVerbنشان دادن، معنی دادنRed eyes denote lack of sleep.
(چشمان قرمز نشان‌دهنده کم‌خوابی است.)
۵۲DeriveVerbمشتق شدن، به دست آوردنTo derive a formula.
(به دست آوردن یک فرمول.)
۵۳DetectVerbتشخیص دادن، یافتنTo detect an error.
(تشخیص دادن یک خطا.)
۵۴DeviateVerbمنحرف شدنDo not deviate from the plan.
(از برنامه منحرف نشوید.)
۵۵DiminishVerbکاهش یافتن، تقلیل دادنHis influence diminished.
(نفوذ او کاهش یافت.)
۵۶DiscreteAdjمجزا، جداگانهTwo discrete groups.
(دو گروه کاملا مجزا.)
۵۷DisplaceVerbجابجا کردن، جانشین شدنMany people were displaced by the war.
(بسیاری از مردم بر اثر جنگ آواره شدند.)
۵۸DistinctAdjمتمایز، مشخصThree distinct categories.
(سه دسته متمایز.)
۵۹DistortVerbتحریف کردنTo distort the truth.
(تحریف کردن حقیقت.)
۶۰DiverseAdjمتنوع، گوناگونA diverse population.
(یک جمعیت متنوع.)
۶۱DomainNounدامنه، حوزهIn the domain of science.
(در حوزه علم.)
۶۲DynamicAdjپویا، پرانرژیA dynamic market.
(یک بازار پویا.)
۶۳EliminateVerbحذف کردن، از بین بردنTo eliminate errors.
(برای حذف خطاها.)
۶۴EmergeVerbپدیدار شدن، بیرون آمدنNew facts emerged.
(حقایق جدیدی پدیدار شد.)
۶۵EmpiricalAdjتجربی، مبتنی بر آزمایشEmpirical evidence.
(شواهد تجربی.)
۶۶EnhanceVerbبهبود بخشیدن، افزایش دادنTo enhance performance.
(برای بهبود عملکرد.)
۶۷EnsureVerbاطمینان حاصل کردنPlease ensure that all doors are locked.
(لطفاً اطمینان حاصل کنید که همه درها قفل هستند.)
۶۸EntityNounنهاد، موجودیتAn independent legal entity.
(یک نهاد قانونی مستقل.)
۶۹EquivalentAdjمعادل، برابرAn equivalent amount.
(یک مقدار معادل.)
۷۰EstablishVerbتاسیس کردن، برقرار کردنTo establish a relationship.
(برقرار کردن یک رابطه.)
۷۱EvaluateVerbارزیابی کردنTo evaluate the project.
(ارزیابی پروژه.)
۷۲EvidentAdjآشکار، بدیهیIt is evident that...
(بدیهی است که...)
۷۳ExceedVerbتجاوز کردن، فراتر رفتنDo not exceed the speed limit.
(از سرعت مجاز فراتر نروید.)
۷۴ExplicitAdjصریح، روشنExplicit instructions.
(دستورالعمل‌های صریح.)
۷۵ExtractVerbاستخراج کردنTo extract oil from the ground.
(استخراج نفت از زمین.)
۷۶FacilitateVerbتسهیل کردنTo facilitate learning.
(برای تسهیل یادگیری.)
۷۷FiniteAdjمحدود، فانیFinite resources.
(منابع محدود.)
۷۸FundamentalAdjبنیادی، اساسیFundamental rights.
(حقوق اساسی.)
۷۹GenerateVerbتولید کردن، ایجاد کردنTo generate electricity.
(تولید کردن برق.)
۸۰HierarchyNounسلسله مراتبCorporate hierarchy.
(سلسله مراتب شرکتی.)
۸۱HypothesisNounفرضیهTo test a hypothesis.
(آزمایش یک فرضیه.)
۸۲IdenticalAdjیکسان، کاملا مشابهIdentical twins.
(دوقلوهای همسان.)
۸۳IdeologyNounایدئولوژی، مکتب فکریPolitical ideology.
(ایدئولوژی سیاسی.)
۸۴ImplementVerbاجرا کردن، پیاده‌سازی کردنTo implement a new system.
(پیاده‌سازی یک سیستم جدید.)
۸۵ImplicitAdjضمنی، تلویحیAn implicit threat.
(یک تهدید ضمنی.)
۸۶IncentiveNounانگیزه، محرکFinancial incentive.
(انگیزه مالی.)
۸۷IncidenceNounمیزان بروز، شیوعA high incidence of disease.
(شیوع بالای بیماری.)
۸۸IncorporateVerbادغام کردن، ترکیب کردنTo incorporate new ideas.
(ترکیب کردن ایده‌های جدید.)
۸۹IndicateVerbنشان دادنResearch indicates that...
(تحقیقات نشان می‌دهد که...)
۹۰InevitableAdjاجتناب‌ناپذیرWar is not inevitable.
(جنگ اجتناب‌ناپذیر نیست.)
۹۱InferVerbاستنباط کردنWhat can we infer from the data?
(از داده‌ها چه چیزی می‌توان استنباط کرد؟)
۹۲InitiateVerbآغاز کردن، شروع کردنTo initiate a project.
(شروع کردن یک پروژه.)
۹۳InnovateVerbنوآوری کردنCompanies must innovate.
(شرکت‌ها باید نوآوری کنند.)
۹۴IntegrateVerbیکپارچه کردنTo integrate technology into the classroom.
(یکپارچه کردن تکنولوژی در کلاس درس.)
۹۵InterveneVerbمداخله کردنThe government intervened.
(دولت مداخله کرد.)
۹۶IntrinsicAdjذاتی، باطنیIntrinsic value.
(ارزش ذاتی.)
۹۷InvestigateVerbتحقیق کردن، بررسی کردنPolice are investigating the crime.
(پلیس در حال تحقیق درباره جرم است.)
۹۸JustifyVerbتوجیه کردنTo justify an action.
(توجیه یک عمل.)
۹۹LogicNounمنطقScientific logic.
(منطق علمی.)
۱۰۰MagnitudeNounبزرگی، اهمیتThe magnitude of the problem.
(بزرگی مشکل.)

منابع مکمل برای تمرین این ۱۰۰ لغت

یادگیری لغات باید با مهارت‌های دیگر زبانی ترکیب شود تا نتیجه‌بخش باشد:

تقویت شنیداری با کلمات کلیدی

شنیدن این لغات در قالب پادکست‌ها و فایل‌های صوتی به تثبیت آن‌ها در ذهن کمک می‌کند. برای تمرین مهارت شنیداری و تشخیص این لغات در مکالمات، می‌توانید به وب‌سایت LangAgent مراجعه کنید.

استفاده از لغات در مکالمه و تمرین گروهی

یکی از بهترین راه‌ها برای فراموش نکردن لغات مهم، استفاده از آن‌ها در صحبت کردن و بحث‌های موضوعی است. برای یادگیری نحوه استفاده از این واژگان در گفتار و تمرینات تعاملی، از پلتفرم LangAgent استفاده کنید.

نتیجه‌گیری

موفقیت در آزمون تولیمو لزوماً به معنای حفظ کردن هزاران کلمه نیست، بلکه نیازمند تمرکز هوشمندانه بر روی ۱۰۰ لغت مهم و کاربردی است. با یادگیری مستمر این هسته کلیدی واژگان، می‌توانید پایه زبانی خود را برای کسب بهترین نمره در کمترین زمان ممکن تقویت کنید. فراموش نکنید که استفاده از لغات در قالب مهارت‌های Reading و Listening بهترین روش برای تسلط کامل بر آن‌هاست.

بازگشت به صفحه اصلی
آموزش 100 لغت پرکاربرد برای آزمون تولیمو | Blog LangAgent