200 لغت مهم برای موفقیت در آزمون آیلتس

با 200 لغت مهم آیلتس آشنا شوید و نمره خود را افزایش دهید. این واژه‌ها برای موفقیت در آزمون آیلتس ضروری هستند.

۰۱ تیر ۱۴۰۵•آیلتس

پست جامع: لیست کامل ۲۰۰ لغت ضروری آیلتس (نمره ۷ تا ۷.۵)

آزمون آیلتس یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای مهاجرت تحصیلی و کاری است و بخش واژگان (Lexical Resource) ۲۵ درصد از نمره کل شما در مهارت‌های رایتینگ و اسپیکینگ را تشکیل می‌دهد. در این پست، لیست کامل ۲۰۰ لغت طلایی و بسیار کاربردی آیلتس را برای شما گردآوری کرده‌ایم.


سطح این لغات به چه صورت است؟

لغاتی که در این لیست مشاهده می‌کنید، واژگان سطح متوسط رو به بالا (Upper-Intermediate) تا پیشرفته (Advanced) هستند. به طور دقیق‌تر، این کلمات برای کسب نمره باند ۷ تا ۷.۵ طراحی شده‌اند. ویژگی‌های این لغات عبارتند از:

  • آکادمیک و رسمی: این کلمات جایگزین‌های بسیار مناسبی برای کلمات ساده و روزمره هستند (مثلاً استفاده از Ameliorate به جای Improve).
  • پرتکرار در ریدینگ و لیسنینگ: درک این لغات به شما کمک می‌کند تا متون پیچیده علمی و مقالات آیلتس را با سرعت و دقت بیشتری متوجه شوید.
  • کاربردی در تسک ۲ رایتینگ: بسیاری از این کلمات (مانند Inevitable، Detrimental، Implement) ابزارهای قدرتمندی برای بیان استدلال‌ها و راهکارهای شما هستند.

آموزش‌های تفکیک‌شده (همراه با مثال، تلفظ و نکات گرامری)

برای یادگیری عمیق این ۲۰۰ لغت، ما آن‌ها را در ۱۴ بخش مجزا با ذکر تلفظ (فونتیک)، مثال‌های انگلیسی و ترجمه فارسی، نقش گرامری، مترادف‌ها و متضادها بررسی کرده‌ایم. پیشنهاد می‌کنیم حتماً این بخش‌ها را مطالعه کنید:


جدول مرجع: لیست کامل ۲۰۰ لغت آیلتس

در جدول زیر می‌توانید تمامی کلمات را برای مرور سریع و روزانه مشاهده کنید:


شماره English Word معنی فارسی
۱Advocateحمایت کردن / حامی
۲Ambiguousمبهم / دوپهلو
۳Comprehensiveجامع / فراگیر
۴Fluctuateنوسان داشتن / تغییر کردن
۵Inevitableاجتناب‌ناپذیر
۶Mitigateکاهش دادن (اثرات منفی)
۷Paradigmالگو / چارچوب فکری
۸Profoundعمیق / ژرف
۹Resilientمقاوم / انعطاف‌پذیر
۱۰Scrutinizeموشکافی کردن / به دقت بررسی کردن
۱۱Alleviateتسکین دادن / کاهش دادن
۱۲Ascertainمعلوم کردن / با اطمینان پی بردن
۱۳Catalystکاتالیزور / عامل محرک
۱۴Cohesiveمنسجم / به هم پیوسته
۱۵Deterrentعامل بازدارنده
۱۶Empiricalتجربی / مبتنی بر مشاهده
۱۷Fosterپرورش دادن / ترویج کردن
۱۸Hierarchyسلسله مراتب
۱۹Imperativeالزام‌آور / ضروری
۲۰Lucrativeسودآور / پرمنفعت
۲۱Meticulousدقیق / موشکافانه
۲۲Plausibleمحتمل / قابل قبول
۲۳Pragmaticعمل‌گرا / واقع‌بینانه
۲۴Tangibleملموس / واقعی
۲۵Viableعملی / امکان‌پذیر
۲۶Accumulateانباشتن / جمع‌آوری کردن
۲۷Conduciveمساعد / کمک‌کننده
۲۸Consensusاجماع / توافق عمومی
۲۹Depleteتهی کردن / مصرف کردن
۳۰Discrepancyتفاوت / مغایرت
۳۱Elicitاستخراج کردن / بیرون کشیدن
۳۲Eradicateریشه‌کن کردن / از بین بردن
۳۳Exacerbateبدتر کردن / تشدید کردن
۳۴Feasibleعملی / امکان‌پذیر
۳۵Implementاجرا کردن / پیاده‌سازی کردن
۳۶Intrinsicذاتی / باطنی
۳۷Replicateتکرار کردن / کپی کردن
۳۸Sporadicپراکنده / نامنظم
۳۹Ubiquitousهمه‌جا حاضر / فراگیر
۴۰Vulnerableآسیب‌پذیر / در معرض خطر
۴۱Augmentافزایش دادن / تقویت کردن
۴۲Proliferationرشد سریع / تکثیر
۴۳Retainحفظ کردن / نگه داشتن
۴۴Substantialقابل توجه / اساسی
۴۵Superfluousاضافی / غیرضروری
۴۶Undermineتضعیف کردن / تحلیل بردن
۴۷Versatileهمه‌کاره / چندمنظوره
۴۸Apprehensiveنگران / دلواپس
۴۹Commensurateمتناسب / هماهنگ
۵۰Detrimentalمضر / زیان‌آور
۵۱Elucidateروشن کردن / توضیح دادن
۵۲Flourishشکوفا شدن / رونق گرفتن
۵۳Incentiveانگیزه / مشوق
۵۴Obsoleteمنسوخ / از رده خارج
۵۵Precedentسابقه / رویه
۵۶Rigorousدقیق / سخت‌گیرانه
۵۷Adequateکافی / مناسب
۵۸Ameliorateبهبود بخشیدن
۵۹Deteriorateبدتر شدن / وخیم شدن
۶۰Compensateجبران کردن
۶۱Disparityنابرابری / اختلاف
۶۲Cultivateپرورش دادن
۶۳Affluentمرفه / ثروتمند
۶۴Inherentذاتی / درونی
۶۵Marginalحاشیه‌ای / ناچیز
۶۶Proponentطرفدار / حامی
۶۷Refuteرد کردن / تکذیب کردن
۶۸Respectiveمربوطه
۶۹Tolerateتحمل کردن
۷۰Validمعتبر / موجه
۷۱Ambivalentدارای احساسات دوگانه / مردد
۷۲Aptitudeاستعداد ذاتی / توانایی
۷۳Burgeonبه سرعت رشد کردن / جوانه زدن
۷۴Cognitiveشناختی / مربوط به ذهن
۷۵Constraintمحدودیت / قید و بند
۷۶Deriveاستخراج کردن / مشتق شدن
۷۷Deviateمنحرف شدن / فاصله گرفتن
۷۸Efficacyاثربخشی / کارایی
۷۹Endeavorتلاش / کوشش
۸۰Facetجنبه / وجه
۸۱Impetusنیروی محرکه / عامل شتاب‌دهنده
۸۲Jeopardizeبه خطر انداختن
۸۳Mandatoryاجباری / الزامی
۸۴Notionباور / تصور
۸۵Perpetuateتداوم بخشیدن / استمرار دادن
۸۶Pervasiveفراگیر / رسوخ‌کننده
۸۷Prerequisiteپیش‌نیاز / شرط لازم
۸۸Repercussionپیامد / عاقبت
۸۹Salientبرجسته / بارز
۹۰Surpassپیشی گرفتن / فراتر رفتن
۹۱Unprecedentedبی‌سابقه / بی‌نظیر
۹۲Volatileبی‌ثبات / متغیر
۹۳Allocateاختصاص دادن / تخصیص دادن
۹۴Assertادعا کردن / قاطعانه اظهار کردن
۹۵Correlateهمبستگی داشتن / مرتبط بودن
۹۶Divergeمنحرف شدن / متفاوت بودن
۹۷Encompassدر بر گرفتن / شامل شدن
۹۸Erroneousنادرست / غلط
۹۹Flawنقص / عیب
۱۰۰Hindranceمانع / سد راه
۱۰۱Impartialبی‌طرف / منصف
۱۰۲Inhibitمنع کردن / بازداشتن
۱۰۳Intricateپیچیده / پرجزئیات
۱۰۴Legitimateمشروع / موجه
۱۰۵Manifestآشکار کردن / بروز دادن
۱۰۶Obscureناشناخته / مبهم
۱۰۷Optانتخاب کردن / برگزیدن
۱۰۸Paramountبسیار مهم / در درجه اول
۱۰۹Predominantغالب / عمده
۱۱۰Reconcileآشتی دادن / وفق دادن
۱۱۱Resentmentکینه / رنجش
۱۱۲Skepticalدیرباور / شکاک
۱۱۳Stipulateقید کردن / شرط کردن
۱۱۴Tangentialحاشیه‌ای / غیرمرتبط
۱۱۵Undertakeبه عهده گرفتن / تقبل کردن
۱۱۶Validateتأیید کردن / اعتبار بخشیدن
۱۱۷Coherentمنسجم / پیوسته
۱۱۸Prevalentرایج / شایع
۱۱۹Indispensableضروری / حیاتی
۱۲۰Delineateترسیم کردن / مشخص کردن
۱۲۱Abstainخودداری کردن / پرهیز کردن
۱۲۲Relinquishرها کردن / واگذار کردن
۱۲۳Endorseتأیید کردن / حمایت کردن
۱۲۴Proximityنزدیکی / مجاورت
۱۲۵Myriadبی‌شمار / هزاران
۱۲۶Conspicuousآشکار / واضح
۱۲۷Tediousخسته‌کننده / ملال‌آور
۱۲۸Vagueمبهم / نامشخص
۱۲۹Disseminateمنتشر کردن / اشاعه دادن
۱۳۰Bolsterتقویت کردن / پشتیبانی کردن
۱۳۱Scarcityکمبود / نایابی
۱۳۲Trivialجزئی / بی‌اهمیت
۱۳۳Resonateطنین‌انداز شدن / تأثیر گذاشتن
۱۳۴Concealپنهان کردن / مخفی کردن
۱۳۵Susceptibleمستعد / حساس
۱۳۶Arbitraryتصادفی / دلبخواهی
۱۳۷Relentlessبی‌رحمانه / خستگی‌ناپذیر
۱۳۸Embellishتزیین کردن / شاخ و برگ دادن
۱۳۹Pivotalمحوری / اساسی
۱۴۰Apathyبی‌تفاوتی / سستی
۱۴۱Conundrumمعما / مشکل پیچیده
۱۴۲Exhilaratingهیجان‌انگیز / نشاط‌آور
۱۴۳Subsequentبعدی / متعاقب
۱۴۴Lucidواضح / روشن
۱۴۵Tenaciousسرسخت / مصمم
۱۴۶Mundaneمعمولی / روزمره
۱۴۷Eminentبرجسته / مشهور
۱۴۸Imminentقریب‌الوقوع
۱۴۹Synthesizeترکیب کردن / تلفیق کردن
۱۵۰Redundantمازاد / غیرضروری
۱۵۱Subtleنامحسوس / ظریف
۱۵۲Paradoxتناقض / پارادوکس
۱۵۳Exhaustiveجامع / فراگیر
۱۵۴Frivolousبیهوده / سبک‌سرانه
۱۵۵Impeccableبی‌نقص / بی‌عیب
۱۵۶Notoriousبدنام / انگشت‌نما
۱۵۷Candidصادق / رک و راست
۱۵۸Omitحذف کردن / از قلم انداختن
۱۵۹Instigateبرانگیختن / به راه انداختن
۱۶۰Ponderتأمل کردن / تفکر عمیق کردن
۱۶۱Proneمستعد / متمایل
۱۶۲Prolificپربار / پرکار
۱۶۳Resurgenceتجدید حیات / ظهور مجدد
۱۶۴Anomalyناهنجاری / استثنا
۱۶۵Appraiseارزیابی کردن / سنجیدن
۱۶۶Culminateبه اوج رسیدن / منتهی شدن به
۱۶۷Deferبه تعویق انداختن
۱۶۸Deficientدارای کمبود / ناقص
۱۶۹Eloquentفصیح / شیوا
۱۷۰Formidableدشوار / نیرومند
۱۷۱Innateذاتی / مادرزادی
۱۷۲Lethargicبی‌حال / سست
۱۷۳Momentousبسیار مهم / سرنوشت‌ساز
۱۷۴Onerousطاقت‌فرسا / سنگین
۱۷۵Pertinentمرتبط / به جا
۱۷۶Requisiteضروری / پیش‌نیاز
۱۷۷Substantiateاثبات کردن / مستدل کردن
۱۷۸Tentativeموقتی / غیرقطعی
۱۷۹Unanimousهم‌نظر / متفق‌القول
۱۸۰Vindicateتبرئه کردن / ثابت کردن حقانیت
۱۸۱Alludeاشاره کردن (غیرمستقیم)
۱۸۲Benevolentخیرخواه / نیکوکار
۱۸۳Coerceوادار کردن / مجبور کردن
۱۸۴Demiseزوال / پایان / سقوط
۱۸۵Enigmaمعما / راز پیچیده
۱۸۶Fathomدرک کردن / پی بردن به
۱۸۷Gregariousاجتماعی / گروه‌دوست
۱۸۸Hostileخصمانه / نامساعد
۱۸۹Ingeniousمبتکرانه / خلاقانه
۱۹۰Juxtaposeکنار هم قرار دادن (برای تضاد)
۱۹۱Lingerدرنگ کردن / ماندگار شدن
۱۹۲Malleableانعطاف‌پذیر / شکل‌پذیر
۱۹۳Nostalgiaحسرت گذشته / نوستالژی
۱۹۴Ostracizeطرد کردن / اخراج کردن
۱۹۵Paucityکمبود شدید / نایابی
۱۹۶Quintessentialنمونه بارز / کامل‌ترین نوع
۱۹۷Rejuvenateطراوت بخشیدن / احیا کردن
۱۹۸Stagnateراکد ماندن / متوقف شدن
۱۹۹Tranquilآرام / بی‌دغدغه
۲۰۰Zenithاوج / قله موفقیت

نتیجه‌گیری و تمرین 📝

صرفاً خواندن کلمات برای تسلط روی آن‌ها و استفاده در آزمون اصلی آیلتس کافی نیست. برای اینکه این کلمات در ذهن شما حک شوند، باید آن‌ها را بارها و بارها مرور کنید و در جملات واقعی به کار ببرید.

برای اطمینان از یادگیری خود: حتماً وارد بخش تمرین‌ها و کوییزهای تعاملی داخل سایت شوید. انجام این کوییزها به شما کمک می‌کند کلمات را به حافظه بلندمدت خود بسپارید و در روز امتحان، بدون مکث از آن‌ها برای ارتقای نمره رایتینگ و اسپیکینگ خود استفاده کنید.

بازگشت به صفحه اصلی
200 لغت مهم برای موفقیت در آزمون آیلتس | Blog LangAgent